خرید بک لینک
  از لای موهای توجهان جای بهتری استبرای تماشابرای قدم‌زدن کنار تیزی مرگبرای گم‌شدن بین درختان ابربین درختان بارانبارانِ ریخته روی بی‌قراری دست‌هاتبارانِ ریخته روی بی‌قراری بخار اسمتوقتی سرد است همه‌چیزو من به دنبال ادامهٔ مادرمبه لب‌های تو پناه می‌آورمبه تلخی پنهان میان چشم‌هاتبه تلخی خیابان‌های نمناک رشتخیابان‌های فراموشی و خاطره فراموشی و دیوارهای هر چه بنویسم وهر چه بنویسم:نزدیک‌تر بیاو هر چه بنویسم:چشم‌های تو بیانیه‌اندتمام نمی‌شوند و لاینقطع ادامه دارندو لاینقطع تازیانه می‌زنندو

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 7:47

  توی سکوتیک چیزی هم داشتهم می‌خواست بچرخدو از لای دیوارهٔ رگ‌ها بزند بیرونیک چیزی مثل... مثل...مثال بلد نیستم بزنماما مثل مهکه آفتاب از پشت جدارهٔ نازکش می‌آید این‌طرفو تو یک قدم دیگریک گام بیش‌ترمی‌‌روی به پیش‌و دست‌هایت را می‌گذاری روی دست‌هاو هرچند دقیقه یک‌بارکه صدای باز و بسته شدن پلک‌هامی‌پیچد توی هواتوی هوای هواهاتوی آخرین پیچآخرین دور در تاریکیکه نفس‌نفس می‌روی و می‌آییو پخش می‌شوی روی داغو روی پوستکه روی پوستو بالاتر از این‌جا که بادهاآوار می‌شوندو گفتی بگوگفتی دوباره بگوو در سک

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 7:47

 آغشته‌شدن به رازهامثلا فروشدن در رگ‌های نازک پشت پلک‌ها مثلا لب‌بستن به لوانی لعابیسراسیمه از خواهشی نزدیکمثلاً تاویل رگ به زندگیرگ‌های گلوی زنی جوانایستاده روبه‌نور مثلاً آغازی ناگهانی از پوستکه فرو می‌رود در کلمه‌ای مه‌آلوداز رسوخ در خیابان‌های سیاه پایتختآغازی بداهه در دستگاه شوربدایتی از هم‌واره و هرگز مثلاً شکل قدیمی لغزش چاقو در آب زلالبحبوحهٔ هنگام و حتاضربان خون در لحظه‌های تماشادر لحظه‌های بیان جملهٔ مرا بپوشدر لحظه‌‌های بیان مرا در رگ‌هایت پنهان کنمثلاً رفتار است

برچسب: نویسنده: حمید پارسامنش تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 7:47

صفحه بندی